Search Words
Search Results For: *
| Definition | Type | Word |
|---|---|---|
| word | بالیدن | |
-ووَ- + ان + ک = وانک = بانک |
word | بانک |
-ووَ- +ا + بر = وابر = باور
"باور" در پهلوی "وابر" است, از ریشه "ووَ". "باور" به معنی شامل کردن و در بر گرفتن یک عقیده است. از همین نگر, belief و belong نیز از ریشه "ووَ" هستند. در سانسکریت واژه "Bhaj (भज्)" نیز به معنی شامل کردن, شامل شدن, عقیده و باور داشتن است که از ریشه "ووَ" است که صدای "و" به "ب" دگرگون شده است. ورینیم (varenem) در اوستا نیز به معنی "باور" است که از همان ریشه "ووَ" است.
|
word | باور |
-ووی- + ت + ول = وتول = بتول زن دوشیزه و جداشده از مردان و بریده از دنیا. دور و جدا (این واژه با داشتن بن آوای (ووی) مفهوم جدایی را در بر دارد) |
word | بتول |
-ووا- + چ + چه = وچچه = بچچه = بچه "بچه" به معنی والد شده، ولید و بدنیا آمده است. بدنیا آوردن مفهوم تکثیر، افزایش و گسترش را دارد. پسوند "چه" بر کوچکی واژه تاکید می کند، که بر این مبنا، معنی دقیق تر واژه را می توان "بدنیا آمده کوچک" و یا "تازه به دنیا آمده" دانست.
waccag [wekl , (bek' ) I N balia] child, baby, cub. واژه "Balāka (बलाक) " و مشتقات آن در زبان سانسکریت و همچنین واژه "Baby" در زبان انگلیسی از بن آوای "ووا " هستند. |
word | بچه |
رجوع کنید به اَبَر |
Prefix 1 | بَر |
| word | بر | |
| word | برائت | |
| word | بردن | |
| word | برکت | |
| word | برکه | |
| word | برم | |
| word | برمک | |
| word | برمکی | |
| word | بری | |
| word | برید | |
| word | بس | |
-ووَ- + س + تر = وستر = بستر پوشش, در بر گیرنده, رختخواب, کانالی که رودخانه را در بر می گیرد در MacKenzie "وستر" به معنی "رختخواب" و "پوشش" آمده است. wistar(ag) [wstl(g) I N bistar] bedding, cover. |
word | بستر |
| word | بسیار | |
| word | بنک |