Search Results
Back

Search Results For: *

Definition Type Word
word وحی

چيره شدن, پيروز شدن, غلبه يافتن, مغلوب ساختن, نابود کردن, تسخیر کردن

 

 وِختن= -وِ - + ختن 

word وِختن
word وداع

وا 

خواندن, به ویژه خواندن دعا.

word ورد

1-گرداب

-ووِ- 

 

2-زمین هموار بی راه و نشان - سرزمین - گستره

-ووا- 

 

 

 

word ورطه

1- ورم به معنی حافظه است. از بن آوای -ووَ-  به معنی در بر گرفتن. یعنی آنچه که در بر میگیرد. 

2- معنی دوم ورم, استخر است, که خود یعنی ذخیره کننده و در بر گیرنده آب است. از بن آوای -ووَ-  به معنی در بر گرفتن

(بروید به مک انزی)

3- معنی سوم به شکل وَرَم خوانده می شود و از بن آوای -ووا- می آید. به معنی افزایش, بزرگ شدگی, برآمدگی است

word ورم
word ورود

عمل چیره شدن, عمل پیروز شدن, عمل نابود کردن, عمل غلبه کردن

 

واژه "وِز" از مشتقات وِختن است

word وِز
word وزن
word وزیر
word وس
word وسعت
word وسیع
word وطن
word وغا

-وِ - 

 

روزهای جنگ تازیان و داستانهای تازیان, اخبار کارزارها

word وقایع

مقداری است از روزگار, مقداری از زمانی که برای امری فرض شده

 

-ووی- 

word وقت

-وِ - 

 

وقیعت . آسیب کارزار.  صدمه ٔ جنگ 

word وقیعة
word وکالت
word وکیل



Page 7 of 8, showing 20 record(s) out of 151 total