Back
Search Words
Search Results For: *
| Definition | Type | Word |
|---|---|---|
جدا, به سمت بیرون, دور از |
Prefix 1 | اف |
به هم آمده، همه، همگی، گروهی از واژها کنار هم جم شده، سراسر |
Prefix 1 | جمله |
رجوع کنید به اَبَر |
Prefix 1 | بَر |
رجوع کنید به اَبَر |
Prefix 1 | پَر |
| Prefix 1 | جمار | |
سوی جهش |
Prefix 1 | جهت |
جابجایی انسان |
Prefix 1 | سفر |
1-"هُ" یا همان "هو" به معنی "خود" است.
همین پیش وند در سانسکریت به شکل "سُ" یا "سو" بکار می رود. Sva (स्व).—pron. a. 1) One's own, belonging to oneself, often serving as a reflexive pronoun; "ه" در بسیاری از واژهای فارسی برابر با "س" در واژهای سانسکریت است. در زبان انگلیسی هم به شکل "s" بکار می رود. مانند self, solve, solution |
Prefix 1 | هُ |