Search Results
Back

Search Results For: *

Definition Type Word
سوی جهش
Prefix 1 جهت

پسوند کوچک ساز

مانند "آلوچه"، "درختچه"، "بیلچه"، "بچه"

 

 

 

Suffix 2 چه

هُ +-ل ا- = حل

word حل

هُ + -ل ا-  + ال = حلال

word حلال

پسوند مصدر ساز که به بن می چسبد و مصدر می سازد

Suffix 1 ختن
word دستار
بد، پلید
word دش
نوسان کردن 2- چرخیدن 3- تاب خوردن 4- گردیدن 5- دست به دست گشتن
Prefix 2 دول

ثروت و مال

دول + ات 

word دولت
نگاه کنید به "سف"
Prefix 2 سپ
جابجایی انسان
Prefix 1 سفر

شط

word شط
بلند, دراز 2- جلو، پيش 3- مفرط، بيش ازاندازه 4- آنسوی، انطرف، دورتر، 5- خارج از، بيرون از، در خارج
word فرا
word فرق
word قلابی

قلب به معنی برگردانیدن است. عضوی است که خون را می گرداند و خود نیز می جنبد. قلب از بن آوای " -ووِ- " به مفهوم چرخاندن و گرداندن می آید. بن آوای "ووِ" به "گِ" دگرگون شده (مانند ویستردن که شده گستردن - وزند که شده گزند - وشتن که شده گشتن - بروید به مک انزی) و سپس از "گ" به "ق" دگرگون شده است. سپس با گرفتن پسوند " ل " و " اب " واژه قلب ساخته شده است. 

 

قلب = قِ + ل + اب ( آوای "قِ" بوده "گِ" و "گِ" بوده وِ - بن آوای آن "ووِ" است)

 

-ووِ- + ل + اب 

 

word قلب

-وَ - 

 

قسمی دستگاه حمل باچرخ که اسب آن را کشد

word گاری
word گستردن

شکل کوتاه شده ال 

Suffix 1 ل
word لار



Page 5 of 8, showing 20 record(s) out of 151 total